هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
437
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
اين نسخه ، افتادگى بسيار اندكى دارد . و جز دو سه مورد قلمخوردگى يا از بين رفتن كلمات بر اثر قدمت نسخهء چاپ سنگى ( مربوط به 120 سال پيش ) ، در بقيه موارد ، از وضوح مناسبى برخوردار است . چون كتاب ، در زمان حيات نويسندهء آن انتشار يافته است ، نگارندهء اثر با نام « وقايع مسافرت » موافق بوده است ، هرچند به نظر مىرسد كه ميل باطنى او نام ديگرى بوده است . خود او در آغاز سفر قصد مىكند كه : « ان شاء الله به شرط سلامت مزاج ، « روزنامهء يوميه » را با وقايعى كه رخ مىدهد ، در طى مسافرت بحر و بر ، به قلم بيان خواهم آورد » . در جاى ديگر ( شرح وقايع سفر به قاهره ) نام ديگرى برمىگزيند : « خلاصه ، رشتهء مطلب دراز است ، برويم به سر « مسافرتنامه » . در هنگام ديدار او از « موزهء مادام توسو » هم مىگويد : « به ميرزا اسماعيل خان گفتم سواد دستخط همايون را محض تيمّم و تبرّك « مسافرتنامه » من بردارد . » پس ، به ظنّ قوى ، هنگام نوشتن وقايع روزانه ، قصد داشته تا كتابى به نام « مسافرتنامه » يا « مسافرتنامه به اروپا » را بنويسد ؛ هرچند ناشر كتاب صريحا در پايان كتاب آورده است . « كتاب « مسافرتنامه » مشكين ختامه جناب مستطاب . . . » . ظاهرا انتخاب عنوان طولانى كتاب يا ترجمهء انگليسى آن توسط ناشر صورت گرفته و دخلى به صاحب آن نداشته است . قبل از وى ، پدرش نيز « سفرنامه » خود را در سال 1282 ه . ق . نوشته است ، كه البته ماجراى سفر اوست از « حيدرآباد » به « بمبئى » ، اما چاپ نشده و به خط خود مؤلف است . وى شرح سفر تاريخى خود به اروپا را به رشتهء تحرير درنياورده است . پس ، سنت « سفرنامهنويسى » ، در اين خاندان ، سبوق به سابقه بوده است . اهميت كتاب اين سفرنامه ، از چند جهت مىتواند حائز اهميت باشد : اول . نخستين سفرنامهاى است كه يك دولتمرد هندى ، در زمان اشغال كشورش به دست سربازان انگليسى ، با رويكرد مثبت نسبت به اين واقعه ، به نگارش درآمده است . اين انديشههاى سياسى و اقتصادى ، خاصه درباره وقايع اروپا در سالهاى